close
تبلیغات در اینترنت
گروه فلسفه و منطق استان مرکزی
loading...

گروه فلسفه و منطق استان مرکزی

شاخه‌های فلسفه

شاخه‌های مختلف فلسفه را به اعتبار روششان می‌توان هم‌کاسه کرد. هر شاخه‌یی از فلسفه اعتبارش به اعتبار روشی است که قدما آن را عقلی می‌خواندند و ما امروزه آن را روش پیشین می‌خوانیم. همین که در روش خود از روش‌های تاریخی، تجربی، دینی- مذهبی و عرفانی استفاده نکنیم وارد قلمرو فلسفه گشته‌ایم. روش تجربی روشی است که می‌گوید «برو و ببین» (go and see) ، روش تاریخی می‌گوید «برو و بپرس» (go and ask)، اما روش فلسفی می‌گوید «بنشین و بیندیش» (seat and think). اما شاخه‌های مختلف فلسفه را می‌توان در 3 دایره تقسیم‌بندی کرد که به ترتیب بر یکدیگر محاط هستند. در دایره مرکزی که هسته و مرکز (core) شاخه‌های فلسفی است، 3 شاخه اصلی وجود دارد؛ نخست فلسفه مابعدالطبیعی یا هستی شناختی که به ویژگی‌هایی می‌پردازد که اختصاص به هیچ موجودی از موجودات هستی ندارند، دوم فلسفه منطق که به نظریه‌های صدق و کذب می‌پردازد و سوم نظریه معرفت یا معرفت‌شناسی که به این بحث می‌پردازد که سخن چه زمان موجه است و چه وقت نامعقول است و... این 3 شاخه هسته اصلی فلسفه هستند و از سایر شاخه‌های فلسفه اهمیت بیشتری دارند، یعنی کسانی که به شاخه‌های دیگر فلسفه می‌پردازند، نیازمند آن هستند که درباره این 3شاخه قبلا اتخاذ موضع کرده باشند.

در دایره دوم که بر دایره اولی محیط است، شاخه‌های مختلف فلسفه به اعتبار قلمروهای جهان هستی تقسیم می‌شود. مثلا در جهان هستی خدا وجود دارد و به این اعتبار فلسفه الهیات داریم یا فلسفه طبیعت یا فلسفه انسان. اما فلسفه‌هایی که ناظر به انسان هستند، خود به 2 دسته تقسیم می‌شوند، نخست فلسفه‌هایی که ناظر به انسان به اعتبار ساحت‌های مختلف او هستند. بر این اساس می‌توان به فلسفه جسم، فلسفه زبان، فلسفه عمل و فلسفه ذهن قایل شد. اما دسته‌بندی دیگری بر اساس فرآورده‌های انسان صورت می‌گیرد. مثلا اجتماع یکی از فرآورده‌های انسان است که خود زیرمجموعه‌هایی دارد که بر اساس آن می‌توان به فلسفه‌های مختلف قایل شد. این فلسفه‌ها عبارتند از: فلسفه نهاد خانواده، فلسفه نهاد تعلیم و تربیت، فلسفه پدیده اقتصاد، فلسفه پدیده سیاست، فلسفه اخلاق و فلسفه دین و مذهب. البته انسان فرآورده‌های دیگری هم دارد، مثل هنر که بر اساس آن فلسفه هنر به وجود می‌آید، فن و تکنولوژی که به اعتبار آن فلسفه تکنولوژی پدید می‌آید و عرفان که بر اساس آن فلسفه تکنولوژی به وجود می‌آید.

دایره سومی هم در تقسیم شاخه‌های فلسفی می‌توان قایل شد که بر اساس شاخه‌های مختلف معرفتی است که وجود دارد. این فلسفه‌ها ناظر به رشته‌های علمی گوناگون هستند، مثل فلسفه ریاضی، فلسفه علوم تجربی، فلسفه علوم تاریخی، فلسفه علوم عرفانی، فلسفه علوم دینی - مذهبی، فلسفه علوم ادبی، فلسفه علوم هنری و... بر این اساس حتی چیزی به نام فلسفه فلسفه هم داریم که تقریبا با کانت پدید آمده است. البته هر کدام از این تقسیمات نیز باز قابل تقسیم هستند. مثلا فلسفه علوم تجربی را می‌توان به 2 دسته کلی تقسیم کرد. نخست فلسفه علوم تجربی طبیعی که 3 شاخه اصلی فلسفه فیزیک، فلسفه شیمی و فلسفه زیست‌شناسی (به عنوان کلی‌ترین علوم تجربی طبیعی) را در بر می‌گیرد و فلسفه علوم تجربی انسانی که عبارتند از فلسفه روانشناسی، فلسفه جامعه‌شناسی، فلسفه علم سیاست، فلسفه علم اقتصاد، فلسفه علم مدیریت و....

نکته‌یی که نباید خلط کرد تمایز میان مثلا پدیده اقتصاد و علم اقتصاد است یا تمایز میان خود سیاست و علم سیاست. نکته دیگر آنکه در این دایره‌ها هر چه از دایره کوچک‌تر و مرکزی‌تر به دایره بزرگ‌تر و خارجی‌تر حرکت می‌کنیم، اهمیت شاخه‌های فلسفی کمتر می‌شود یعنی شاخه‌های دایره بزرگ‌تر نیازمند شاخه‌های دایره کوچک‌تر هستند، اما عکس آن صادق نیست.

جیریایی بازدید : 37 یکشنبه 08 آذر 1394 زمان : 11:54 نظرات ()

هدف از ایجاد وبلاگ

با سلام

این وبلاگ برای پرسش و پاسخ و تبادل نظر و تجربه همکاران فلسفه و منطق تاسیس شده است

جیریایی بازدید : 24 یکشنبه 08 آذر 1394 زمان : 8:56 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
جایی برای پرسش و پاسخ و تبادل نظر و تجربه همکاران فلسفه و منطق
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
  • 1394
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 2
  • کل نظرات : 1
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 0
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 1
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 3
  • بازدید ماه : 43
  • بازدید سال : 369
  • بازدید کلی : 899